عنوان
"رصد حاکمیت شیعی عراق و اختلافات درونی آن"
مقدمه
چارچوب هماهنگی شیعی در عراق طی سال های اخیر یکی از مهم ترین بازیگران عرصه سیاسی این کشور بوده است. با این حال، تحولات داخلی، اختلاف دیدگاه ها، رقابت های درون گروهی و چالش های مربوط به مفهوم حاکمیت و آینده نیروهای مقاومت، پرسش های جدی درباره انسجام، هویت و چشم انداز این ائتلاف سیاسی ایجاد کرده است. متن پیش رو تلاشی برای واکاوی این پرسش ها و بررسی تناقض ها و چالش های پیش روی چارچوب هماهنگی میباشد.
بحران هویت و تناقضهای درونی چارچوب هماهنگی
اینکه نیرو های چارچوب هماهنگی باید بر چه اساسی گرد هم آیند، پرسشی است که در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما در واقع به عمق بحرانی مربوط میشود که این ائتلاف سال هاست با آن دست وپنجه نرم میکند. پرسش اصلی این است که نقطه اشتراک این نیرو های متنوع و متعارض زیر یک سقف چیست و چه اصول ثابتی هنوز توان آن را دارند که آنان را در یک جبهه واحد جمع کنند؟
گفته میشود که چارچوب هماهنگی بر سر "منافع عالی شیعیان" متحد شده است؛ اما این منافع دقیقاً چیست؟ و آیا اساساً توافقی واقعی درباره آن شکل گرفته است؟ با این که حتی تعریف همین مفهوم نیز محل اختلاف میان جریان های مختلف چارچوب است، برخی این مسئله را در "حاکمیت شیعی" خلاصه میکنند؛ مفهومی که خود، پرسش ها و مناقشات فراوانی را برمی انگیزد.
اما پارادوکس اصلی آن است که بزرگ ترین تهدید علیه این حاکمیت ادعایی، نه از سوی رقبای بیرونی، بلکه از درون خانه شیعی و از دل اختلافات عمیق و رقابت شدید میان نیروهای چارچوب هماهنگی سر برمیآورد. پس از بیش از دو دهه از تغییر نظام سیاسی در عراق، شکاف درون چارچوب هماهنگی بیش از هر زمان دیگری گسترش یافته است. مسئله دیگر صرفاً اختلاف بر سر سازوکارهای اجرایی یا شیوههای پیادهسازی اصول نیست، بلکه اختلاف به خود اصول و مبانی رسیده است.
هیچ توافقی درباره تعریف دشمن وجود ندارد. هیچ توافقی درباره مفهوم حاکمیت وجود ندارد. هیچ توافقی درباره شکل دولت یا پروژه اداره کشور وجود ندارد. دیدگاه های متناقض، پروژه های رقیب و رهبرانی که با سرعتی بیش از توان چارچوب برای مهار آن ها در حال تکثیر هستند، صحنه سیاسی را به چیزی شبیه "دستگاه تولید رهبر" تبدیل کردهاند؛ جایی که هر رهبر، خود را شایسته ترین فرد برای رهبری شیعیان و حتی کل عراق میداند و پروژه خود را تنها مسیر نجات معرفی میکند.
اما پرسش اینجاست، مرجعیت سیاسی ای که همه به آن رجوع کنند کجاست؟ هیچکس رهبری دیگری را نمی پذیرد و هیچ کس نیز به طور کامل به آنچه در ذهن شریک سیاسی اش میگذرد اعتماد ندارد.
بزرگ ترین تناقض آن است که نیروهای چارچوب هماهنگی اذعان دارند که حاکمیت عراق ناقص است، دولت هنوز موفق به تکمیل ساختار نهاد های خود نشده و کشور از هر سو با تهدید مواجه است؛ اما در همان حال، از انحصار سلاح در دست دولت و واگذاری کامل پرونده امنیتی به نهاد هایی سخن میگویند که خودشان نسبت به توان آنها در تأمین امنیت کافی تردید دارند.
اما حساس ترین تحول، گرایش فزاینده به جدا کردن مسیر سیاسی و فکری شیعیان عراق از ایران، یا دستکم تفکیک مسیر شیعیان عراق از مسیر کلی نیروهای شیعی در منطقه و جهان است. این رویکرد پرسشی اساسی را مطرح میکند: آیا نیروهای چارچوب هماهنگی میتوانستند بدون سال ها هماهنگی و هم پوشانی با نیروهای شیعی خارج از عراق، به جایگاه کنونی برسند؟ و آیا امروز میتوانند هویت سیاسی خود را جدا از آن میراث بازتعریف کنند؟
از عجیب ترین تناقض های این صحنه آن است که چارچوب هماهنگی و حتی جریان صدر در برخی مراحل، در نهایت به انتخاب نخست وزیرانی تن میدهند که کاملاً بازتاب دهنده دیدگاه ها یا اصول اعلامی آنان نیستند؛ نه به این دلیل که این افراد بهترین پروژه را نمایندگی میکنند، بلکه چون گزینه ای میانه به شمار میروند که مانع غلبه یک طرف بر طرف دیگر میشود. به این ترتیب، نخست وزیر توافقی پس از مدتی کوتاه به رقیبی جدید برای همه تبدیل میشود و چه بسا به بازیگری قدرتمند تر از همان نیروهایی بدل گردد که او را به قدرت رسانده اند.
امروز به نظر میرسد که چارچوب هماهنگی تنها در حال از دست دادن سازمان های سیاسی خود نیست، بلکه چیزی خطرناک تر را نیز از دست میدهد: پایگاه مردمی خود را؛ همان مردمی که سال ها از آن دفاع کردند و فرصت های متعددی در اختیارش گذاشتند. اکنون نیز با نگرانی فزاینده به عملکرد رهبران آن مینگرند. حتی در درون ساختارهای تشکیلاتی نیز صداهای اعتراض و تردید به شکلی بی سابقه در حال افزایش است.
این صرفاً بحران یک ائتلاف سیاسی نیست، بلکه بحران هویت، پروژه و چشم انداز است؛ پرسشی که هر روز بیش از گذشته خود را تحمیل میکند: آیا چارچوب هماهنگی هنوز ایدهای مشترک در اختیار دارد که بتواند آن را متحد نگه دارد، یا به صحنهای از رقابت بدل شده که اعضای آن را بیش از هر چیز، نه عقیده ای مشترک برای همکاری و وحدت، بلکه ترس از فروپاشی در کنار هم نگه داشته است؟
نظر شما